سیاوش خیرابی و محسن افشانی رو عشقه!!!!اولین وبلاگ اختصاصی محسن افشانی
سلااااااااااااااااااااااااااااااام.خوبید خوشید.مامان بابا خوبن مامان بزرگ بابابزرگ.................................
من یه معذرت خواهی بدهکارم به خاطر این که دیر به دیر آپ میکنم آخه سرم خیلی شلوغه..ممنونم از نظرهای خوبتون. ماشاالله نظرا زیاده ومن خیلی وقته هیچ کدومو تایید نکردم.یاد دوران راهنمایی بخیر.یکی از دوستای گل دوران راهنماییم ۲۰ تا دیویدی لرام آورده که همه ی قسمتای سلام بهار توشن اونم با کیفیت. اگه تونستم قسمت هاییشو براتون میزارم.متاسفانه بین شما عزیز های گل ۲نفر آدم بیشخصیت پیدا شده که خودشون میدونن کیا هستن.وبه احتمال شصت درصد نظرارو غیر فعال کنم.چون این دو نفر خیلی روی اعصابم دارن راه میرن و بیش از حدم دارن ور میزنن.امروز یه سری چیزای جدید گذاشتم که امید وارم حالشو ببرید.دیگه زیاد حرف نمیزنم .بای عکس محسن در برنامه ی چشم انداز
محسن تقریبا اخرای این بخش که بود گفت : یه معذرت خواهی کنم از دوستای عزیز طرفداری گل برنامه بوم سفید من احساس میکنم یه دینی به گردن خوب به حر حال بچه ها دارم ! نمیدونم یه جوری خجالت زده روی اونام به خاطر این که برنامه بوم سفید من نصفه نیمه رها کردم . من به خاطر این که دیگه تو ورطه ی(املاش درسته ؟؟)بازی پا گذاشتم باید از حیطه ی اجرا خداحافظی میکردم ..... دوسم نداشتم اون برنامه ای که خیلی جا داشت بین مردم بین نوجوون های عزیز که سر تا سر دنیا زندگی میکردن غیر از ایران . دوست نداشم رهاش کنم یعنی نصفه و نیمه ولی به حر حال اتفاقایی برای من افتاد که اجازه ی خداحافظی به من ندادن !! حالا به حر حال . منم برنامه بوم سفید دوست داشتم. مخاطباشم دوست داشتم . امیدوارم منو ببخشید که دیگه تو اون برنامه نیستم .راستی فعلآ فقط نظرای این پست فعاله.اگه میخواین نظر بدین همین جا بدین. خیلی متشکرم .......... همین !اینم یه خبر دیگه ! دانلود برنامه چشم انداز با حضور محسن
«حادثه در بزرگراه» ربطی به «کبرا 11» نداردفرهنگ > تلویزیون - گپی با تهیهکننده سریال «حادثه در بزرگراه» که در شبکه 3 با موضوع تصادفات و تخلفات در بزرگراهها تولید میشود
«حادثه در بزرگراه» عنوان سریالی است به کارگردانی آرش معیریان که این روزها مراحل پایانی پیشتولید خود را سپری میکند. این سریال از محصولات گروه فیلم سریال شبکه سه سیماست که گفته میشود قرار است نسخهای ایرانی از سریال پرمخاطب «هشدار برای کبرا 11» باشد. محمد رضا شفیعی که تهیه این سریال را بر عهده دارد در گفتوگویی هرگونه شباهت سریال «حادثه در بزرگراه» را با نمونه آلمانیاش رد کرد و گفت:«ما در این سریال قصد داریم به فعالیتهای پلیس بزرگراه بپردازیم و تخلفاتی را که منجر به بروز حوادثی در بزرگراهها میشود را به تصویر بکشیم بر همین اساس این سریال هیچ ارتباطی با سریال کبرا 11 ندارد». شفیعی در بخش دیگری از صحبتهایش ساخت سریالی در حد و اندازههای سریال کبرا 11 را در سینما و تلویزیون کاری تقریبا ناممکن دانست و گفت: «ما اگر بخواهیم سریالی در آن حد و اندازهها هم تولید کنیم نمی توانیم، چراکه به لحاظ امکانات با کمبودهای بسیاری روبه رو هستیم و از سوی دیگر به لحاظ مالی قادر به تامین هزینههای تولید سریالی با این پروداکشن عظیم نیستیم». بنا به اعلام محمد رضا شفیعی، طراحی و اجرای صحنههای اکشن سریال «حادثه در بزرگراه» بر عهده پیمان ابدی است که پیش از این سابقه همکاری در گروه بدلکاران سریال «هشدار برای کبرا11» را داشته است. این سریال هم اکنون در مرحله پیش تولید و انتخاب بازیگر قرار دارد و تاکنون حضور حسین یاری در آن قطعی شده است. «حادثه در بزرگراه» ساختاری اپیزودیک دارد که فیلمنامه آن به طور مشترک توسط سارا خسرو آبادی و حسین تراب نژاد به نگارش در آمده و قرار است با مشارکت پلیس راهور در 20قسمت 50 دقیقهای تهیه و تولید شود.
سیاوش تو حسن پنهان موهاشو فرق کج باز کرده !
حال کردین عکس زیاد مهم نیست !!مهم اینی که این پایین برای دانلود گذاشتم دانلود قسمتی از حس پنهان که سیاوش هست به به اینم یک عکس جدید از پسرها سرباز به دنیا نمی ایند...
جیگر ترین عکس سیاوش خیرابی
یه عکس دیگه هم توی ادامه ی مطلبه............... Password:Mohsen
اینم عکس های این مجله
خانوم پري صابري.سال ۸۵ فيلم سينمايي سايه ها به كارگرداني حسين شهابي.سال ۸۷ سريال ترانه مادري به كارگرداني حسين سهيلي زاده. سال ۸۵ تئاتر بين المللي آلمان به جشنواره شهر و شهروندگروه صدای تهران با حضور محسن افشانی در بهبهان
محسن:خیلی خوشحالم که اینجا هستم.باعث افتخار من است که این همه مردم خوب دوسم دارن خیلی دوستتون دارم ممنونم. ایمانی:متشکرم.محسن جان من گفتم شاید با عینکت بیایی.عینک مطالعه است اره. محسن:والا (همه جمعیت داد می کشیدند که محسن دوست داریم) محسن:اول از همه من یه چیز بگم خیلی لطف دارین شما.من توحالا توعمرم اینقدر نخوابیده بودم تا 10 دقیقه پیش خواب بودم من. ایمانی:واقعا محسن:والا. بعدشم من عینکی نیستم اصلا . بی خودی تو تلوزیون عینک می زدیم دیگه چشام اصلا ضعیف نیست. ایمانی:من می خواستم بگم که خدا وکیلی حیف این چشمای خوشگلو پشت عینک... (همه با هم جیغ و دست و هورا می کشیدند و می خندیدند) محسنم سرش پایین بود و می خندید ایمانی:چشمای قشنگی داره زلال مثل ابی اسمون به افتخارش یه دست بلند بزنین ( (محسن سرش رو انداخته بود پایین (همه با هم جیغ و دست و هورا می کشیدند و می خندیدند) محسن:کی پریشب فیلم ضامن رو دید. (همه با هم گفتند من) محسن:اگه فکر می کنید خوب بازی کردم دست بزنید. (همه بلند دست و جیغ زدند) ایمانی: ترانه مادری رو خوب بازی کرد یا ضامن رو.هردوتا شو؟ (یه عده می گفتن ترانه مادری یه عده می گفتن ضامن) ایمانی:محسن جان. تا حالا بهبهان اومده بودی. محسن:من اهواز که اومده بودم ولی بهبهان نیومده بودم. ایمانی:این مسیری رو که از اهواز تااینجا اومدی اذیت نشدی. محسن:(با خنده)خواب بودم. ایمانی:(با خنده) خواب بودی!ما شا ا.. همیشه خوابی اره. محسن: خوب دیگه چی کار کنم. ایمانی:پر کاره دیگه . هنرمند هایی که پر کارن .معمولا یا باید تو پرواز بخوابند یا تو ما شین. محسن:حالا یه چیزی.دوست دارم برای جناب اقای مرتضی ایمانی مجری خوب این برنامه یه دست خوشگل بزنید. (همه بلند دست و جیغ زدند) ایمانی:متشکرم.متشکرم. لطف دارین. محسن:برای این که استادمن هستندمن هرکاری تا الان کردم.دستشم درد نکنه. ایمانی:مرسی عزیزم.تو اینقدر دوست داشتنی و با صفا هستی که... محسن:قربون شما. ایمانی:تو ماه رمضان هم شاهد هنر نمایی تودر شبکه سه سیما بودیم و هنرمندانه ظاهر شدی. می خواهم بگم که محسن طر فدار چه تیما هستی. محسن:استقلالی ها دست بزنند.حالا دستا پایین . پرسپولیسی ها دست بزنند. این شد.پرسپولیس هستم.(باخنده)زنده باد افشین قطبی. (همه بلند دست و جیغ زدند) ایمانی:محسن خیلی صادقانه هر ان چه در ذهن داره عنوان می کنه .یه دست هم به افتخارش. (همه بلند دست و جیغ زدند) ایمانی:محسن جان من می تونم ازت سوال کنم که یه دونه از خاطرات قشنگت از ترانه مادری تعریف کنی. محسن:حالا یادم اومد.تا حالا یادم نمی اومد .یادمه به روز های پخش رسیده بودیم یعنی ما از اردیبهشت که شروع کرده بودیم به تیر و مرداد کشیده شد.ما رسیده بودیم به اخر های پخش و باید دو روز دیگه می رفت رو انتن. بعدگفتن یه سکانس که تو کارخونه باید بگریم که امشب باید پخش می شد.کار خونه هم کارخونه پارس خودروی کرج بود.از اونجایی که ما ساعت 6 شروع می کردیم. من خیلی خوابم می اومد این بود که یواشکی رفتم رو یه کاناپه در اتاق مادر بزرگ و خوابیدم.بعد دستیار 3 کارگردان اومدو من و بیدار کرد . بعد رفتم بیرون و دیدم که خانم سحر....(یه ذره مکث کرد) نغمه ادیب(همه بلند دست و جیغ زدند)وثریا شرفی هنوز گریم نشدند.بعد گفتم که تا اینها گریم بشوند .یه یکساعت . یکساعت و نیمی طول میکشه. به همین دلیل دوباره یواشکی رفتم و گرفتم خوابیدم. ساعت یازده بود دیدم دوباره دسیار 3 کارگردان اومد زد تو سرم و گفت تو اینجا چی کار می کنی.گفت اونا رفتن کرج و تو جا موندی.بیچاره ها اونا تا ساعت11 منتظر من شدندو اونا صحنه هایی که من تو اون نبودم رو گرفته بودم .وساعت11شب باید می رفت رو انتن من واقعا شرمنده ام.چشمای من هنوز پف کرده چون تا حالا خواب بودم. ایمانی:می خواهی الان تعطیل کنیم بری بخوابی . محسن:نه الان دیگه از خواب بیدار شدم. ایمانی:دوست داری بهبهان رو بگردی. محسن:چرا خیلی دوست داشتم فکر کنم ساعت8و9 صبح نه ساعت یازده بود رسیدیم.دوست داشتم برم بگردم ولی وقتی دیدم کسی نیست خوابیدم.قراره که فردا بریم. ایمانی:کجا بیاییم. (همه می گفتن خونه ما خونه ما) ایمانی:محسن جان ممنونیم که امروز اومدی (همه میگفتن نه)(بعدشم گفتن محسن دوست داریم.) محسن:خواهش می کنیم البته جدید ترین کارم هم بهتون بگم .سریالی است به نام حادثه در بزرگراهکه یکی دو ماه دیگه میاد من هم هستم سریالی است شبیه به هشدار برای کبری11 (می خوایم ماشین بترکونیم.) ایمانی:از کدوم شبکه پخش میشه محسن:فکرمیکنم از شبکه3 ایمانی:محسن جان متولد چه سالی هستی. محسن:(میکروفون رو برد کنار)دخترخانم ها بهتر میدونن همه می گفتن68/1/11 محسن:درسته. محسن:چقدر خوب راه 100 ساله رویه شبه طی کردم. ایمانی:یه دست دیگه به افتخارش.چه توصیه ای به هم سن و سالان خودت می کنی. محسن:مامان بابا هایتان را دوست دشته باشید و به اونها احترام بذارید. ایمانی:انشاا... که محبوبیتت بیشتر بشود
نظر یادتون نرهاااااااااااااااااااااااااااااا آخرین عناوین وبلاگ (15 مطلب آخر)
|
|