سیاوش خیرابی و محسن افشانی رو عشقه!!!!اولین وبلاگ اختصاصی محسن افشانی
سال ۸۷ یک سال شیرین سال ۸۷ روی هم رفته خیلی خوب گذشت٬ انگار خدا به من رو کرده بود....از همون اول سال که برنامه ی "سلام بهار" رو اجرا کردم درگیر کار بودم البته کارهای خوب! به نظرم "ترانه مادری" نقطه عطف این سیر کاری سال ۸۷ باشد...هر چند که اولین کار بود و هنوز منحنی شکل نگرفته اما همین کار تاثیر زیادی در روند کاری ام گذاشت...البته این چند تا کار جدیدی رو هم که بازی کردم خیلی خیلی دوست دارم. همبازی شدن با حامد بهداد اسفند ماه در یک فیلم سینمایی بازی کردم به نام "کیمیا و خاک" به کارگردانی آقای رافعی که با حامد بهداد٬آزیتا حاجیان٬حسین یاری٬ سیاوش طهمورث٬ امیر آقایی و...همبازی بودم در این فیلم با یک گریم کاملا متفاوت حضور دارم و همچنین در سریال آقای فخیم زاده که بعد از اتمام تصویربرداری کیمیا و خاک کلید خورد ایفای نقش کردم.طبق عادت دوست ندارم در مورد نقش خیلی صحبت کنم چون فکر میکنم جذابیتش رو از دست میده فقط در همین حد بگم که خیلی دوستشون دارم و از همون اول ارتباط وحشتناکی باهاشون برقرار کرده بودم. فعلا٬ هم سینما و هم تلویزیون. یعنی فکر میکنم هنوز خیلی مونده تا بتونم تصمیم گیری کنم.یک بازیگر باید ۴ تا سابقه ی بزرگ و خوب داشته باشه و بعد انتخاب کنه یعنی اول باید ببینه به درد کدوم میخوره. البته واضح و مبرهنه که من به درد هر دو میخورم(!) در هر حال خودم دوست دارم و البته سعی میکنم در آینده گرایش پیدا کنم به سینما هر چند تلویزیون رو هم برای همیشه ترک نخواهم کرد. دلم هوای کیوان رو کرده حرف اجرا و اون روزا شد باید بگم چه قدر دلم برای دوست خوبم کیوان تنگ شده.... مدتی پیش هم برنامه ی "عصربخیر بچه ها" با اجرای خوبش روی آنتن رفت. اون برنامه به هر دوی ما پیشنهاد شده بود که من نرفتم و کیوان هم چند تا برنامه اش رو بیشتر اجرا نکرد. آخرین اخباری که ازش دارم اینه که تو سریال آقای مقدم بازی میکنه. سخت ولی ممکن سریال روتین رو با تموم سختی هاش دوست دارم البته اگر به دلنشینی ترانه مادری باشه. هر چند مشکله به طور صد در صد پیش از ساخته شدن کار٬ اینو گفت اما به هر حال با خوندن فیلمنامه تا حدودی میشه پیش بینی کرد. اگر چه پیش بینی سخته ولی ممکنه! پویا٬ یک بچه ننه یکی از انتقاداتی که حین پخش ترانه مادری ازم میشد این بود که چرا به لبام فرم خاص میدم. همون چیزی که تو برنامه ی "ماه محبوب" هم مطرح شد. اما برای اون کار دلیل داشتم. یعنی اون کار برای شخصیت پویا بود برای یک پسر لوس و مامانی و گرنه من به شدت انتقاد پذیرم و حرف همه را گوش میکنم. بالاخره قبول شدم بالاخره با تلاش زیاد همون رشته ای که میخواستم یعنی مهندسی مکانیک گرایش سیالات قبول شدم اما ترم اول به دلیل اینکه پخش ترانه مادری تازه تموم شده بود و همه منو خوب یادشون بود وقتی میرفتم سر کلاس بلوایی میشد تماشایی! برای همین با مشورت با رییس دانشگاه و اساتید تصمیم گرفتم یک ترم مرخصی بگیرم. عقاید بهدادی طول نقش اصلا برام مهم نیست... عاشق اینم که سه تا سکانس بازی کنم اما به یاد موندی و خوب ظاهر بشم و به اصطلاح لنز دوربین رو بترکونم...دوست ندارم بگن محسن افشانی نقش رو میذاره رو ترازو و بعد انتخاب میکنه. بعضی ها فکر میکنن چون بهداد هم این نظر رو داره٬ منم میگم...در صورتی که اصلا این عقیده اش رو نمیدونستم بالاخره گرایش دیگه...من حامد بهداد رو دوست دارم.
عاشق مسافرتم به شدت عاشق سفر کردن و مسافرت رفتن هستم. از هر فرصتی برای تغییر آب و هوا استفاده میکنم یا تنها یا با دوستام. خیلی وقتا هم این تصمیم بدون پیش زمینه و کاملا اتفاقی میفته٬ مثل چند وقت پیش که به خودم گفتم محسن بزن بریم شمال...صبح زود راه افتادم جاده چالوس...شب هم برگشتم. تو ترکم در مورد اجرا هم باید بگم که تو ترکم. از مدت ها پیش تصمیم گرفته بودم که دیگه اجرا نکنم تا قضیه ماه رمضان پیش آمد که اون برنامه رو تا شب دوازدهم اجرا کردم و بعدش به دلیل اینکه قرار شد با اجرای مشترک من و احسان علیخانی روی آنتن بره و احساس کردم فضای برنامه تغییر میکنه ترجیح دادم برنامه رو ترک کنم. اما برنامه های دیگه ای مثل بوم سفید و با اجرا های دیگه رو کلا کنار گذاشته بودم این تصمیم که دیگه اجرا نمیکنم قطعیه٬ البته ممکنه یک برنامه خیلی خوب پیشنهاد بشه که نتیجه خوبی داشته یعنی شاید در سال یک اجرا...بد نیست! در ضمن برنامه های تولیدی مثل "ایستگاه نوآوران" *و "دیار" هم اجرا کردم که هنوز پخش نشده. اجرا یعنی تپق زدن برای فیلمبرداری ترانه مادری چون من و سیاوش جز نقش های محوری بودم از ساعت ۶ صبح می اومدیم سر کار تا ۹ شب٬ برای همین فشار کاری زیادی رو تحمل کردیم. با توجه به اینکه اولین کار بلندی بود که انجام میدادم و عادت نداشتم زیاد اذیت شدم.فکر کن بدون هیچ تجربه ی کار بلند اینطوری با این حجم کاری رو به رو بشی. اجرا هم روتین بود و هر روز باید میرفتم اما نهایت وقتی که از ما گرفته میشد سه ساعت بود تازه تپق و سوتی هم که بخشی از کارمون بود یعنی تموم کار ما با همون تپق زدن ها قشنگ میشد نیاز به برداشت مجدد نداشت. پرسپولیسی ام ورزش کردن رو خیلی دوست دارم....مدتی هم هست که به تربیت بدنی سازمان میروم برای بدنسازی و شنا. اما برای تماشا فوتبال رو ترجیح میدم البته نه اینکه تموم دغدغه ام این باشه و همه بازی ها رو دنبال کنم اما ذاتا یک پرسپولیسی ام...چند وقتی است که از طرف پیمان ابدی دعوت شدم برای حضور در تیم فوتسال هنرمندان البته این تیم با تیم فوتبال باشگاه هنرمندان فرق داره...در این تیم حمید حامی٬ حمید عسگری٬ پیمان ابدی و...عضو هستند. درس در اولویت وابستگی زیادی به خانواده ام دارم٬ بنده های خدا به دلیل حضور نداشتن من تو خونه خیلی اذیت میشن٬ همین چند وقت پیش بود به دلیل اینکه سر کار بودم سه روز تموم پدرم رو ندیدم٬ داشتم از دلتنگی می مردم. من همیشه عاشق حرفه ی پدرم بودم یعنی طراحی دکوراسیون داخلی و صنایع چوبی. یادم میاد شش ساله بودم به بابام اصرار میکردم که من رو با خودش ببره سر کار٬ اما هیچوقت این کار رو نمیکرد و میگفت: تو هنوز بچه ای و باید بخوابی....برای همین هر وقت از خواب بیدار میشدم میدیدم باز رفته. یادم میاد یه روز صبح قبل از بیدار شدنش رفتم نشستم بالای سرش تا بیدار شد گفتم" من آماده ام بریم. دیگه مجبور شد که منم ببره. از ۱۵/۱۴ سالگی به طور حرفه ای این کار رو انجام دادم و شاید از حرفه ای ترین کارگران اونجا هم حرفه ای تر کار میکردم. خیلی این کار رو دوست دارم حتی بیشتر از بازیگری! اما برای من همیشه درس اولویت اول بوده برای همین زمانی که این کار از من میگیره مانع میشه که دنبال درسم برم. هفت سین یک سنت قشنگ عاشق سفره هفت سین چیدن و لحظه سال تحویل پای هفت سین نشستن هستم.امسال هم اگر سر کار نباشم حتما طبق سنت این کار را تکرار خواهم کرد...هفت سین یکی از قشنگ ترین سنت های ماست. عیدی های بابام! همیشه قبل از سال تحویل٬ من و خواهرم پیگیر میشدیم که امسال از بابا چقدر عیدی میگیریم! این موضوع سوژه ی سرگرمی هر سالمون شده بود...یک سال که بیشتر از چیزی که انتظارش رو داشتیم میگرفتیم کلی کیف میکردیم اما یک سال دیگه که کمتر از حد تصور ما بود و حسابی میخورد تو برجکمون خودمون رو دلداری میدادیم که اشکال نداره در عوض برکت داره و.... *** *:"ایستگاه نوآوران" همون برنامه ای است که به زودی از شبکه ی جام جم به روی آنتن میره و قبلا در موردش صحبت کرده بودیم! برنامه ي دیار هم جزو برنامه های تولیدی در شبکه جام جم هستش. *** آخرین عناوین وبلاگ (15 مطلب آخر)
|
|